احمد شاملو · ابراهیم در آتش

ميلاد آن که عاشقانه بر خاک مُرد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در شهادتِ احمد زِیبَرُم در پس‌کوچه‌های نازی‌آباد
۳
۱
۵
نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می‌گستَرَد
۶
آن که نهالِ نازکِ دستانش
۷
از عشق
۸
خداست
۹
و پیشِ عصیانش
۱۰
بالای جهنم
۱۱
پست است.
۱۳
آن کو به یکی «آری» می‌میرد
۱۴
نه به زخمِ صد خنجر،
۱۵
و مرگش در نمی‌رسد
۱۶
مگر آن که از تبِ وهن
۱۷
دق کند.
۱۹
قلعه‌یی عظیم
۲۰
که طلسمِ دروازه‌اش
۲۱
کلامِ کوچکِ دوستی‌ست.
۲۴
۲
۲۵
انکارِ عشق را
۲۶
چنین که به سرسختی پا سفت کرده‌ای
۲۷
دشنه‌یی مگر
۲۸
به آستین‌اندر
۲۹
نهان کرده باشی. ــ
۳۰
که عاشق
۳۱
اعتراف را چنان به فریاد آمد
۳۲
که وجودش همه
۳۳
بانگی شد.
۳۶
۳
۳۷
نگاه کن
۳۸
چه فروتنانه بر درگاهِ نجابت به خاک می‌شکند
۳۹
رخساره‌یی که توفان‌اش
۴۰
مسخ نیارست کرد.
۴۲
چه فروتنانه بر آستانه‌ی تو به خاک می‌افتد
۴۳
آن که در کمرگاهِ دریا
۴۴
دست حلقه توانست کرد.
۴۶
نگاه کن
۴۷
چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد
۴۸
آن که مرگش میلادِ پُرهیاهای هزار شهزاده بود.
۵۰
نگاه کن!
۵۲
۱۳۵۲
۵۴
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.