احمد شاملو · دشنه در دیس

فراقی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه بی‌تابانه می‌خواهمت ای دوری‌ات آزمونِ تلخِ زنده‌به‌گوری!
۲
چه بی‌تابانه تو را طلب می‌کنم!
۳
بر پُشتِ سمندی
۴
گویی
۵
نوزین
۶
که قرارش نیست.
۷
و فاصله
۸
تجربه‌یی بیهوده است.
۱۰
بوی پیرهنت،
۱۱
این‌جا
۱۲
و اکنون. ــ
۱۴
کوه‌ها در فاصله
۱۵
سردند.
۱۶
دست
۱۷
در کوچه و بستر
۱۸
حضورِ مأنوسِ دستِ تو را می‌جوید،
۱۹
و به راه اندیشیدن
۲۰
یأس را
۲۱
رَج می‌زند.
۲۳
بی‌نجوای انگشتانت
۲۴
فقط. ــ
۲۵
و جهان از هر سلامی خالی‌ست.
۲۷
فروردینِ ۱۳۵۴
۲۸
رم
۳۰
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.