هجرانی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شبِ ایرانشهر
۳
جهان را بنگر سراسر
۴
که به رختِ رخوتِ خوابِ خرابِ خود
۵
از خویش بیگانه است.
۶
و ما را بنگر
۷
بیدار
۸
که هُشیوارانِ غمِ خویشیم.
۹
خشمآگین و پرخاشگر
۱۰
از اندوهِ تلخِ خویش پاسداری میکنیم،
۱۱
نگهبانِ عبوسِ رنجِ خویشیم
۱۲
تا از قابِ سیاهِ وظیفهیی که بر گِردِ آن کشیدهایم
۱۳
خطا نکند.
۱۵
و جهان را بنگر
۱۶
جهان را
۱۷
در رخوتِ معصومانهی خوابش
۱۸
که از خویش چه بیگانه است!
۲۰
□
۲۲
ماه میگذرد
۲۳
در انتهای مدارِ سردش.
۲۴
ما ماندهایم و
۲۵
روز
۲۶
نمیآید.
۲۸
۲۳ آذرِ ۱۳۵۷
۲۹
لندن
۳۱
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو