احمد شاملو · مدایح بی‌صله

و چون نوبت ِ ملاحان...

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
و چون نوبتِ ملاحانِ ما فرارسد
۲
آن خونریزِ بیدادگر
۳
در جزیره‌ی مغناتیس
۴
بر دو پای
۵
استوار بایستد
۶
زخمِ آخرین را
۷
خنجری برهنه به دندانش.
۹
پس دریا
۱۰
به بانگی خاموش
۱۱
ایشان را آواز دردهد.
۱۳
ملاحان
۱۴
از زیباترینِ دختران
۱۵
دست بازدارند
۱۶
و در بالاخانه‌های محقرِ میکده‌ی بارانداز
۱۷
به خود رها کنند،
۱۸
خوابگردْوار
۱۹
در زورق‌های زنگار
۲۰
پارو بردارند.
۲۱
و به جانبِ میعادِ مقدّرِ ظلمت
۲۲
شتاب کنند.
۲۴
آذرِ ۱۳۵۷
۲۵
لندن
۲۷
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.