احمد شاملو · مدایح بی‌صله

من هم‌دست ِ توده‌ام

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من همدستِ توده‌ام
۲
تا آن دَم که توطئه می‌کند گسستنِ زنجیر را
۳
تا آن دَم که زیرِ لب می‌خندد
۴
دلش غنج می‌زند
۵
و به ریشِ جادوگر آبِ دهن پرتاب می‌کند.
۷
اما برادری ندارم
۸
هیچگاه برادری از آن دست نداشته‌ام
۹
که بگوید «آری»:
۱۰
ناکسی که به طاعون آری بگوید و
۱۱
نانِ آلوده‌اش را بپذیرد.
۱۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.