هميشه همان...
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
همیشه همان...
۲
اندوه
۳
همان:
۴
تیری به جگر درنشسته تا سوفار.
۶
تسلای خاطر
۷
همان:
۸
مرثیهیی ساز کردن. ــ
۹
غم همان و غمواژه همان
۱۰
نامِ صاحبْمرثیه
۱۱
دیگر.
۱۳
□
۱۵
همیشه همان
۱۶
شگرد
۱۷
همان...
۱۸
شب همان و ظلمت همان
۱۹
تا «چراغ»
۲۰
همچنان نمادِ امید بماند.
۲۲
راه
۲۳
همان و
۲۴
از راه ماندن
۲۵
همان،
۲۶
تا چون به لفظِ «سوار» رسی
۲۷
مخاطب پندارد نجاتدهندهیی در راه است.
۲۹
و چنین است و بود
۳۰
که کتابِ لغت نیز
۳۱
به بازجویان سپرده شد
۳۲
تا هر واژه را که معنایی داشت
۳۳
به بند کشند
۳۴
و واژگانِ بیآرِش را
۳۵
به شاعران بگذارند.
۳۷
و واژهها
۳۸
به گنهکار و بیگناه
۳۹
تقسیم شد،
۴۰
به آزاده و بیمعنی
۴۱
سیاسی و بیمعنی
۴۲
نمادین و بیمعنی
۴۳
ناروا و بیمعنی. ــ
۴۵
و شاعران
۴۶
از بیآرِشترینِ الفاظ
۴۷
چندان گناهواژه تراشیدند
۴۸
که بازجویانِ بهتنگآمده
۴۹
شیوه دیگر کردند،
۵۰
و از آن پس،
۵۱
سخنگفتن
۵۲
نفسِ جنایت شد.
۵۴
۱۳۶۳
۵۶
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو