Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
احمد شاملو · مدایح بی‌صله

با «برونی‌يفسکی»، شاعر لهستانی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آنگاه که شماطه‌ی مقدر به صدا درآید
۲
شیون مکن
۳
سوگندت می‌دهم
۴
شیون مکن
۵
که شیون‌ات به تردیدم می‌افکند.
۷
رقصِ لنگری در فضای مقدّر و، آنگاه
۸
نومیدیِ شیون‌ْآفرینی از آن‌دست؟ ــ
۱۰
نه، سنجیده‌تر آن که خود برگزینی و
۱۱
شماطه را خود به قرار آری.
۱۲
مرگِ مقدر
۱۳
آن لحظه‌ی منجمد نیست
۱۴
که بدان باور داری
۱۵
خایف و لرزان
۱۶
بارها از این پیش
۱۷
این سخن را
۱۸
با تو
۱۹
در میان نهاده‌ام.
۲۱
□
۲۳
حمّالِ شکی بوده‌ام من
۲۴
که در امکانِ تو نمی‌گنجد
۲۵
و کفایتِ باورِ آن‌ات نیست.
۲۶
کجا دانستی که رَبعِ آسمان
۲۷
گُنجینه‌یی‌ست ناپایدار
۲۸
سقفِ لایدرک
۲۹
شادَرْوانی بی‌اعتماد و
۳۰
سرپناهی بی‌مُتکا تو را،
۳۱
وجودِ تو را
۳۲
که مسافری یک‌شبه‌ای
۳۳
در معرضِ باران و بادی بی‌هنگام.
۳۵
□
۳۷
شماطه‌ی لحظه‌ی مقدر. ــ
۳۹
به دوزخ‌اش افکن
۴۰
آه
۴۱
به دوزخ‌اش اندرافکن!
۴۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.