احمد شاملو · مدایح بی‌صله

کجا بود آن جهان...

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کجا بود آن جهان
۲
که کنون به خاطره‌ام راه بربسته است؟ ــ:
۳
آتشبازیِ بی‌دریغِ شادی و سرشاری
۴
در نُه‌توهای بی‌روزنِ آن فقرِ صادق.
۵
قصری از آن دست پُرنگار و به‌آیین
۶
که تنها
۷
سر پناهکی بود و
۸
بوریایی و
۹
بس.
۱۱
کجا شد آن تنعمِ بی‌اسباب و خواسته؟
۱۳
کی گذشت و کجا
۱۴
آن وقعه‌ی ناباور
۱۵
که نان‌پاره‌ی ما بردگانِ گردنکش را
۱۶
نان‌خورشی نبود
۱۷
چرا که لئامتِ هر وعده‌ی گَمِج
۱۸
بی‌نیازیِ هفته‌یی بود
۱۹
که گاه به ماهی می‌کشید و
۲۰
گاه
۲۱
دزدانه
۲۲
از مرزهای خاطره
۲۳
می‌گریخت،
۲۴
و ما را
۲۵
حضورِ ما
۲۶
کفایت بود؟
۲۸
دودی که از اجاقِ کلبه بر نمی‌آمد
۲۹
نه نشانه‌ی خاموشی‌ِ دیگدان
۳۰
که تاراندنِ شورچشمان را
۳۱
کَلَکی بود
۳۲
پنداری.
۳۴
تن از سرمستیِ جان تغذیه می‌کرد
۳۵
چنان که پروانه از طراوتِ گُل.
۳۶
و ما دو
۳۷
دست در انبانِ جادوییِ شاه‌سلیمان
۳۸
بی‌تاب‌ترینِ گرسنگان را
۳۹
در خوانچه‌های رنگین‌کمان
۴۰
ضیافت می‌کردیم.
۴۲
□
۴۴
هنوز آسمان از انعکاسِ هلهله‌ی ستایشِ ما
۴۵
(که بی‌ادعاتر کسانیم)
۴۶
سنگین است.
۴۸
این آتشبازیِ بی‌دریغ
۴۹
چراغانِ حُرمتِ کیست؟
۵۱
لیکن خدای را
۵۲
با من بگوی کجا شد آن قصرِ پُرنگارِ به‌آیین
۵۳
که کنون
۵۴
مرا
۵۵
زندانِ زنده‌بیزاری‌ست
۵۶
و هر صبح و شامم
۵۷
در ویرانه‌هایش
۵۸
به رگبارِ نفرت می‌بندند.
۶۰
□
۶۲
کجایی تو؟
۶۳
که‌ام من؟
۶۴
و جغرافیای ما
۶۵
کجاست؟
۶۷
۲۵ بهمنِ ۱۳۶۴
۶۹
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.