احمد شاملو · در آستانه

ترانه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر این کناره تا کرانه‌ی آمودریا
۲
آبی می‌گذشت که دگر نیست:
۳
رودی که به روزگارانِ دراز سُرید و از یاد شد
۴
رودی که فروخشکید و بر باد شد.
۶
بر این امواج تا رودبارانِ سند
۷
زورقی می‌گذشت که دگر نیست:
۸
زورقی که روزی چند در خاطری نقش بست
۹
وانگه به خرسنگی برآمد و درهم شکست.
۱۱
بر این زورق از بندری به شهرْبندری
۱۲
زورق‌بانی پارو می‌کشید که دگر نیست:
۱۳
پاروکشی که هر سفر شوریده دختری‌ش دیده به راه داشت
۱۴
که به امیدی مبهم نهالِ آرزویی به دل می‌کاشت.
۱۶
بر این رودِ پادرجای
۱۷
امیدی درخشید که دگر نیست:
۱۸
امیدِ سعادتی که پابرجا می‌نمود
۱۹
لیکن در بسترِ خویش به جز خوابی گذرا نبود.
۲۱
تیرِ ۱۳۷۳
۲۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.