غرشِ خامِ تندرهای پوده...
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در معرفی ندا ابکاری
۳
غرشِ خامِ تندرهای پوده گذشت
۴
و تندبارهای عنانگسسته فرونشست.
۵
اینک چشمهسارِ زمزمه:
۶
زلال
۷
(چرا که از صافیهای اعماق میجوشد)
۸
وخروشان
۹
(چرا که ریشههایش دریاست)
۱۱
□
۱۳
هنگامی که مُجابم کرد
۱۴
دختربچهیی بیش نبود:
۱۵
نهالی خُرد
۱۶
در معرضی بیآفتاب.
۱۸
از خود میپرسیدم:
۱۹
«ــ آیا چون مشّاطهیی سفیه
۲۰
صفای کودکانهاش را
۲۱
به پیرایه و آرایهی فوت و فنِ سخنوری مخدوش نمیکنم؟»
۲۲
باز با خود میگفتم:
۲۳
«ــ بودن دیگر است و شدن دیگر...
۲۴
آن که شد
۲۵
باری
۲۶
از شدنتر باز نخواهد ماند:
۲۸
کشیدهگام و سرودخوان به راه ادامه خواهد داد
۲۹
و قانونِ زرینِ خود را
۳۰
در گسترهی اعتمادِ خویش مستقر خواهد کرد.»
۳۲
□
۳۴
هنگامی که مُجابم کرد
۳۵
نهالی خُرد بود
۳۶
در معرضی بیآفتاب.
۳۷
کنونش درختی میبینم بربالیده و گستردهشاخسار
۳۸
که سایهاش به فتحِ زمینِ سوزان میرود. ــ
۴۰
نگاهش کنید!
۴۲
۱۸ بهمنِ ۱۳۶۴
۴۴
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو