سهراب سپهری · شرق اندوه

تنها باد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سایه شدم، و صدا کردم:
۲
کو مرز پریدن‌ها، دیدن‌ها؟ کو اوج نه من، دره او؟
۳
و ندا آمد: لب بسته بپو.
۴
مرغی رفت، تنها بود، پر شد جام شگفت.
۵
و ندا آمد: بر تو گوارا باد، تنهایی تنها باد!
۶
دستم در کوه سحر او می‌چید، او می‌چید.
۷
و ندا آمد: و هجومی از خورشید.
۸
از صخره شدم بالا. در هر گام، دنیایی تنهاتر، زیباتر.
۹
و ندا آمد: بالاتر، بالاتر!
۱۰
آوازی از ره دور: جنگل‌ها می‌خوانند؟
۱۱
و ندا آمد: خلوت‌ها می‌آیند.
۱۲
و شیاری ز هراس.
۱۳
و ندا آمد: یادی بود، پیدا شد، پهنه چه زیبا شد!
۱۴
او آمد، پرده ز هم وا باید، درها هم.
۱۵
و ندا آمد: پرها هم.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.