سهراب سپهری · شرق اندوه

شورم را

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
من سازم : بندی آواز . برگیرم ، بنوازم. برتارم زخمه
۲
لا می زن ، راه فنا می زن
۳
من دودم: می پیچم، می لغزم ، نابودم.
۴
می سوزم ، می سوزم : فانوس تمنایم . گل کن تو مرا ، و درآ.
۵
آیینه شدم ، از روشن و از سایه بری بودم . دیو و پری آمد ،
۶
دیو و پری بودم . در بی خبری بودم.
۷
قرآن بالای سرم ، بالش من انجیل ، بستر من تورات ، وزبر پوشم اوستا، می بینم خواب:
۸
بودایی در نیلوفر آب.
۹
هر جا گل های نیایش رست ، من چیدم . دسته گلی دارم ، محراب تو دور از دست: او بالا،
۱۰
من در پست.
۱۱
خوشبو سخنم ، نی ؟ باد بیا می بردم ، بی توشه شدم در کوه کجا ، گل چیدم ، گل خوردم.
۱۲
در رگ ها همهمه ای دارم ، از چشمه خود آبم زن ، آبم زن.
۱۳
و به من یک قطه گوارا کن ، شورم را زیبا کن .
۱۴
باد انگیز ، درهای سخن بشکن ، جا پای صدای می روب. هم دود چرا می بر، هم موج من و ما و شما می بر.
۱۵
ز شبم تا لاله بیرنگی پل بنشان ، زین رویا در چشمم گل
۱۶
بنشان ، گل بنشان.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.