سهراب سپهری · آوار آفتاب

ای همه سیماها

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در سرای ما زمزمه ای ، در کوچه ما آوازی نیست.
۲
شب، گلدان پنجره ما را ربوده است.
۳
پرده ما ، در وحشت نوسان خشکیده است.
۴
اینجا، ای همه لب ها ! لبخندی ابهام جهان را پهنا می دهد.
۵
پرتو فانوس ما ، در نیمه راه ، میان ما و شب هستی مرده است.
۶
ستون های مهتابی ما را ، پیچک اندیشه فرو بلعیده است.
۷
اینجا نقش گلیمی ، و آنجا نرده ای ، ما را از آستانه ما بدر برده است.
۸
ای همه هشیاران ! بر چه باغی در نگشودیم ، که عطر فریبی به تالار نهفته ما نریخت ؟
۹
ای همه کودکی ها ! بر چه سبزه ای ندویویم، که شبنم اندوهی بر ما نفشاند ؟
۱۰
غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم.
۱۱
ای همه خستگان ! در کجا شهپر ما ، از سبکبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟
۱۲
ستاره زهر از چاه افق بر آمد.
۱۳
کنار نرده مهتابی ما ، کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید.
۱۴
در چه دیاری آیا ، اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید؟
۱۵
ای همه سیماها ! در خورشیدی دیگر، خورشیدی دیگر.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.