بیراههای در آفتاب
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای کرانه ما ! خنده گلی در خواب ، دست پارو زن ما را بسته است.
۲
در پی صبحی بی خورشیدیم، با هجوم گل ها چکنیم ؟
۳
جویای شبانه نابیم، با شبیخون روزن ها چکنیم؟
۴
آن سوی باغ ، دست ما به میوه بالا نرسید.
۵
وزیدیم، و دریچه به آیینه گشود.
۶
به درون شدیم، و شبستان ما را نشناخت.
۷
به خاک افتادیم ، و چهره ما نقش او به زمین نهاد.
۸
تاریکی محراب ، آکنده ماست.
۹
سقف از ما لبریز، دیوار از ما، ایوان از ما.
۱۰
از لبخند ، تا سردی سنگ : خاموشی غم.
۱۱
از کودکی ما ، تا این نسیم : شکوفه - باران فریب.
۱۲
برگردیم ، که میان ما و گلبرگ ، گرداب شکفتن است.
۱۳
موج برون به صخره ما نمی رسد.
۱۴
ما جدا افتاده ایم ، و ستاره همدردی از شب هستی سر می زند.
۱۵
ما می رویم ، و آیا در پی ما ، یادی از درها خواهد گذشت ؟
۱۶
ما می گذریم ، و آیا غمی بر جای ما ، در سایه ها خواهد نشست؟
۱۷
برویم از سایه نی ، شایدجایی ، ساقه آخرین ، گل برتر را در سبد ما افکند.