سهراب سپهری · آوار آفتاب

راه واره

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دریا کنار از صدف های تهی پوشیده است.
۲
جویندگان مروارید . به کرانه های دیگر رفته اند.
۳
پوچی جست و جو بر ماسه ها نقش است.
۴
صدا نیست . دریا - پریان مدهوشند . آب از نفس افتاده است.
۵
لحظه من در راه است. و امشب - بشنوید از من -
۶
امشب ، آب اسطوره ای را به خاک ارمغان خواهد کرد.
۷
امشب ، سری از تیرگی انتظار بدر خواهد آمد.
۸
امشب ، لبخندی به فراترها خواهد ریخت.
۹
بی هیچ صدا ، زورقی تابان ، شب آبها را خواهد شکافت.
۱۰
زورق رانان توانا ، که سایه اش بر رفت و آمد من افتاده است ،
۱۱
که چشمانش گام مرا روشن می کند،
۱۲
که دستانش تردید مرا می شکند،
۱۳
پارو زنان ، از آن سوی هراس من خواهد رسید.
۱۴
گریان ، به پیشوازش خواهم شتافت.
۱۵
در پرتوی یک رنگی ، مروارید بزرگ را در کف من خواهد نهاد.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.