سهراب سپهری · حجم سبز

آب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آب را گل نکنیم:
۲
در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.
۳
یا که در بیشه دور، سیرهٔی پر می‌شوید.
۴
یا در آبادی، کوزهٔی پر می‌گردد.
۵
آب را گل نکنیم:
۶
شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.
۷
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.
۸
زن زیبایی آمد لب رود،
۹
آب را گل نکنیم:
۱۰
روی زیبا دو برابر شده است.
۱۱
چه گوارا این آب!
۱۲
چه زلال این رود!
۱۳
مردم بالادست، چه صفایی دارند!
۱۴
چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!
۱۵
من ندیدم دهشان،
۱۶
بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.
۱۷
ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.
۱۸
بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.
۱۹
مردمش می‌دانند، که شقاق چه گلی است.
۲۰
بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.
۲۱
غنچهٔی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.
۲۲
چه دهی باید باشد!
۲۳
کوچه باغش پر موسیقی باد!
۲۴
مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.
۲۵
گل نکردندش، ما نیز
۲۶
آب را گل نکنیم.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.