و پیامی در راه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
روزی
۲
خوام آمد ، و پیامی خوام آورد.
۳
در رگ ها ، نور خواهم ریخت .
۴
و صدا خواهم در داد: ای سبدهاتان پر خواب! سیب
۵
آوردم ، سیب سرخ خورشید.
۶
خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد.
۷
زن زیبای جذامی را ، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید.
۸
کور را خواهم گفت : چه تماشا دارد باغ!
۹
دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت . جار
۱۰
خواهم زد: ای شبنم ، شبنم ، شبنم.
۱۱
رهگذاری خواهد گفت : راستی را ، شب تاریکی است،
۱۲
کهکشانی خواهم دادش .
۱۳
روی پل دخترکی بی پاست ، دب آکبر را بر گردن او خواهم آویخت.
۱۴
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چید.
۱۵
هر چه دیوار ، از جا خواهم برکند.
۱۶
رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند!
۱۷
ابر را ، پاره خواهم کرد.
۱۸
من گره خواهم زد ، چشمان را با خورشید ، دل ها را با عشق ، سایه ها را با آب ، شاخه ها را با باد.
۱۹
و بهم خواهم پیوست ، خواب کودک را با زمزمه زنجره ها.
۲۰
بادبادک ها ، به هوا خواهم برد.
۲۱
گلدان ها ، آب خواهم داد.
۲۲
خواهم آمد ، پیش اسبان ، گاوان ، علف سبز نوازش
۲۳
خواهم ریخت.
۲۴
مادیانی تشنه ، سطل شبنم را خواهد آورد.
۲۵
خر فرتوتی در راه ، من مگس هایش را خواهم زد.
۲۶
خواهم آمد سر هر دیواری ، میخکی خواهم کاشت.
۲۷
پای هر پنجره ای ، شعری خواهم خواند.
۲۸
هر کلاغی را ، کاجی خواهم داد.
۲۹
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک !
۳۰
آشتی خواهم داد .
۳۱
آشنا خواهم کرد.
۳۲
راه خواهم رفت.
۳۳
نور خواهم خورد.
۳۴
دوست خواهم داشت.