وقت لطیف شن
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باران
۲
اضلاع فراغت را می شست.
۳
من با شن های
۴
مرطوب عزیمت بازی می کردم
۵
و خواب سفرهای منقش می دیدم.
۶
من قاتی آزادی شن ها بودم.
۷
من
۸
دلتنگ
۹
بودم.
۱۰
در باغ
۱۱
یک سفره مانوس
۱۲
پهن
۱۳
بود.
۱۴
چیزی وسط سفره، شبیه
۱۵
ادراک منور:
۱۶
یک خوشه انگور
۱۷
روی همه شایبه را پوشید.
۱۸
تعمیر سکوت
۱۹
گیجم کرد.
۲۰
دیدم که درخت ، هست.
۲۱
وقتی که درخت هست
۲۲
پیداست که باید بود،
۲۳
باید بود
۲۴
و رد روایت را
۲۵
تا متن سپید
۲۶
دنبال کرد.
۲۷
اما
۲۸
ای یاس ملون!