در قیر شب
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دیرگاهی است که در این تنهایی
۲
رنگ خاموشی در طرح لب است
۳
بانگی از دور مرا میخواند
۴
لیک پاهایم در قیر شب است
۵
رخنهای نیست در این تاریکی
۶
در و دیوار به هم پیوسته
۷
سایهای لغزد اگر روی زمین
۸
نقش وهمی است ز بندی رسته
۹
نفس آدمها
۱۰
سر بسر افسرده است
۱۱
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
۱۲
هر نشاطی مرده است
۱۳
دست جادویی شب
۱۴
در به روی من و غم میبندد
۱۵
میکنم هر چه تلاش،
۱۶
او به من می خندد .
۱۷
نقشهایی که کشیدم در روز،
۱۸
شب ز راه آمد و با دود اندود .
۱۹
طرحهایی که فکندم در شب،
۲۰
روز پیدا شد و با پنبه زدود .
۲۱
دیرگاهی است که چون من همه را
۲۲
رنگ خاموشی در طرح لب است .
۲۳
جنبشی نیست در این خاموشی
۲۴
دستها پاها در قیر شب است .