فروغ فرخزاد · اسیر

رمیده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نمی دانم چه می خواهم خدایا
۲
به دنبال چه می گردم شب و روز
۳
چه می جوید نگاه خستهٔ من
۴
چرا افسرده است این قلب پر سوز
۷
ز جمع آشنایان می گریزم
۸
به کنجی می خزم آرام و خاموش
۹
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
۱۰
به بیمار دل خود می دهم گوش
۱۳
گریزانم از این مردم که با من
۱۴
به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
۱۵
ولی در باطن از فرط حقارت
۱۶
به دامانم دو صد پیرایه بستند
۱۹
از این مردم ، که تا شعرم شنیدند
۲۰
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
۲۱
ولی آن دم که در خلوت نشستند
۲۲
مرا دیوانه ای بد نام گفتند
۲۵
دل من ، ای دل دیوانهٔ من
۲۶
که می سوزی از این بیگانگی ها
۲۷
مکن دیگر ز دست غیر فریاد
۲۸
خدا را ، بس کن این دیوانگی ها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.