فروغ فرخزاد · اسیر

رویا

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز من ماندم و خلوتی سرد
۲
خاطراتی ز بگذشته ای دور
۳
یاد عشقی که با حسرت و درد
۴
رفت و خاموش شد در دل گور
۷
روی ویرانه های امیدم
۸
دست افسونگری شمعی افروخت
۹
مرده ای چشم پر آتشش را
۱۰
از دل گور بر چشم من دوخت
۱۳
ناله کردم که ای وای ، این اوست
۱۴
در دلم از نگاهش ، هراسی
۱۵
خنده ای بر لبانش گذر کرد
۱۶
کای هوسران ، مرا می شناسی
۱۹
قلبم از فرط اندوه لرزید
۲۰
وای بر من ، که دیوانه بودم
۲۱
وای بر من ، که من کشتم او را
۲۲
وه که با او چه بیگانه بودم
۲۵
او به من دل سپرد و به جز رنج
۲۶
کی شد از عشق من حاصل او
۲۷
با غروری که چشم مرا بست
۲۸
پا نهادم به روی دل او
۳۱
من به او رنج و اندوه دادم
۳۲
من به خاک سیاهش نشاندم
۳۳
وای بر من ، خدایا ، خدایا
۳۴
من به آغوش گورش کشاندم
۳۷
در سکوت لبم ناله پیچید
۳۸
شعلهٔ شمع مستانه لرزید
۳۹
چشم من از دل تیرگیها
۴۰
قطره اشکی در آن چشمها دید
۴۳
همچو طفلی پشیمان دویدم
۴۴
تا که در پایش افتم به خواری
۴۵
تا بگویم که دیوانه بودم
۴۶
می توانی به من رحمت آری
۴۹
دامنم شمع را سرنگون کرد
۵۰
چشم ها در سیاهی فرو رفت
۵۱
ناله کردم مرو ، صبر کن ، صبر
۵۲
لیکن او رفت ، بی گفتگو رفت
۵۵
وای برمن ، که دیوانه بودم
۵۶
من به خاک سیاهش نشاندم
۵۷
وای بر من ، که من کشتم او را
۵۸
من به آغوش گورش کشاندم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.