فروغ فرخزاد · اسیر

بوسه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در دو چشمش گناه می خندید
۲
بر رخش نور ماه می خندید
۳
در گذرگاه آن لبان خموش
۴
شعله ای بی پناه می خندید
۷
شرمناک و پر از نیازی گنگ
۸
با نگاهی که رنگ مستی داشت
۹
در دو چشمش نگاه کردم و گفت :
۱۰
باید از عشق حاصلی برداشت
۱۳
سایه ای روی سایه ای خم شد
۱۴
در نهانگاه رازپرور شب
۱۵
نفسی روی گونه ای لغزید
۱۶
بوسه ای شعله زد میان دو لب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.