فروغ فرخزاد · تولدی دیگر

شعر ِ سفر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همه شب با دلم کسی می گفت
۲
( سخت آشفته ای ز دیدارش
۳
صبحدم با ستارگان سپید
۴
می رود ،می رود ، نگهدارش )
۶
من به بوی تو رفته از دنیا
۷
بی خبر از فریب فرداها
۸
روی مژگان نازکم می ریخت
۹
چشمهای تو چون غبار طلا
۱۰
تنم از حس دستهای تو داغ
۱۱
گیسویم در تنفس تورها
۱۲
می شکفتم ز عشق و می گفتم
۱۳
( هر که دلداده شد به دلدارش
۱۴
ننشیند به قصد آزارش
۱۵
برود ، چشم من به دنبالش
۱۶
برود ، عشق من نگهدارش )
۱۸
آه ، اکنون تو رفته ای و غروب
۱۹
سایه می گسترد به سینهٔ راه
۲۰
نرم نرمک خدای تیرهٔ غم
۲۱
می نهد پا به معبد نگهم
۲۲
می نویسد به روی هر دیوار
۲۳
آیه هایی همه سیاه سیاه

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.