فروغ فرخزاد · تولدی دیگر

بر او ببخشایید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر او ببخشایید
۲
بر او که گاه گاه
۳
پیوند دردناک وجودش را
۴
با آب های راکد
۵
و حفره های خالی از یاد می برد
۶
و ابلهانه می پندارد
۷
که حق زیستن دارد
۹
بر او ببخشایید
۱۰
بر خشم بی تفاوت یک تصویر
۱۱
که آرزوی دوردست تحّرک
۱۲
در دیدگان کاغذیش آب می شود
۱۴
بر او ببخشایید
۱۵
بر او که در سراسر تابوتش
۱۶
جریان سرخ ماه گذر دارد
۱۷
و عطر های منقلب شب
۱۸
خواب هزار سالهٔ اندامش را
۱۹
آشفته می کند
۲۱
بر او ببخشایید
۲۲
بر او که از درون متلاشیست
۲۳
اما هنوز پوست چشمانش از تصوّر ذرات نور می سوزد
۲۴
و گیسوان بیهُده اش
۲۵
نومیدوار از نفوذ نفسهای عشق می لرزد
۲۷
ای ساکنان سرزمین سادهٔ خوشبختی
۲۸
ای همدمان پنجره های گشوده در باران
۲۹
بر او ببخشایید
۳۰
بر او ببخشایید
۳۱
زیرا که مسحور است
۳۲
زیرا که ریشه های هستی ِ بارآور شما
۳۳
در خاکهای غربت او نقب می زنند
۳۴
و قلب زود باور او را
۳۵
با ضربه های موذی حسرت
۳۶
در کنج سینه اش متورم می سازند .

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.