مهدی اخوان ثالث · آخر شاهنامه

پیغام

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
۲
هر چه برگم بود و بارم بود
۳
هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود
۴
هر چه یاد و یادگارم بود
۵
ریخته ست
۶
چون درختی در زمستانم
۷
بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود
۸
دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری
۹
در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟
۱۰
دیگر آیا زخمه‌های هیچ پیرایش
۱۱
با امید روزهای سبز آینده
۱۲
خواهدم این سوی و آن سو خست؟
۱۳
چون درختی اندر اقصای زمستانم
۱۴
ریخته دیری ست
۱۵
هر چه بودم یاد و بودم برگ
۱۶
یاد با نرمک نسیمی چون نماز شعلهٔ بیمار لرزیدن
۱۷
برگ چونان صخرهٔ کری نلرزیدن
۱۸
یاد رنج از دست‌های منتظر بردن
۱۹
برگ از اشک و نگاه و ناله آزردن
۲۰
ای بهار همچنان تا جاودان در راه
۲۱
همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر
۲۲
هرگز و هرگز
۲۳
بر بیابان غریب من
۲۴
منگر و منگر
۲۵
سایهٔ نمناک و سبزت هر چه از من دورتر،خوش‌تر
۲۶
بیم دارم کز نسیم ساحر ابریشمین تو
۲۷
تکمهٔ سبزی بروید باز، بر پیراهن خشک و کبود من
۲۸
همچنان بگذار
۲۹
تا درود دردناک اندهان ماند سرود من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.