مهدی اخوان ثالث · آخر شاهنامه

سر کوه بلند

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سر کوه بلند آمد سحر باد
۲
ز توفانی که می‌آمد خبر داد
۳
درخت سبزه لرزیدند و لاله
۴
به خاک افتاد و مرغ از چهچهه افتاد
۵
سر کوه بلند ابر است و باران
۶
زمین غرق گل و سبزهٔ بهاران
۷
گل و سبزهٔ بهاران خاک و خشت است
۸
برای آن که دور افتد ز یاران
۹
سر کوه بلند آهوی خسته
۱۰
شکسته دست و پا، غمگین نشسته
۱۱
شکست دست و پا درد است، اما
۱۲
نه چون درد دلش کز غم شکسته
۱۳
سر کوه بلند افتان و خیزان
۱۴
چکان خونش از دهان زخم و ریزان
۱۵
نمی‌گوید پلنگ پیر مغرور
۱۶
که پیروزید از ره، یا گریزان
۱۷
سر کوه بلند آمد عقابی
۱۸
نه هیچش ناله‌ای، نه پیچ و تابی
۱۹
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
۲۰
غروبی بود و غمگین آفتابی
۲۱
سر کوه بلند از ابر و مهتاب
۲۲
گیاه و گل گهی بیدار و گه خواب
۲۳
اگر خوابند اگر بیدار، گویند
۲۴
که هستی سایهٔ ابر است، دریاب
۲۵
سر کوه بلند آمد حبیبم
۲۶
بهاران بود و دنیا سبز و خرم
۲۷
در آن لحظه که بوسیدم لبش را
۲۸
نسیم و لاله رقصیدند با هم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.