مهدی اخوان ثالث · آخر شاهنامه

جراحت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیگر اکنون دیری و دوری ست
۲
کاین پریشان مرد
۳
این پریشان پریشانگرد
۴
در پس زانوی حیرت مانده، خاموش است
۵
سخت بیزار از دل و دست و زبان بودن
۶
جمله تن، چون در دریا، چشم
۷
پای تا سر، چون صدف، گوش است
۸
لیک در ژرفای خاموشی
۹
ناگهان بی اختیار از خویش می‌پرسد
۱۰
کآن چه حالی بود؟
۱۱
آنچه می‌دیدیم و می‌دیدند
۱۲
بود خوابی، یا خیالی بود؟
۱۳
خامش، ای آواز خوان! خامش
۱۴
در کدامین پرده می‌گویی؟
۱۵
وز کدامین شور یا بیداد؟
۱۶
با کدامین دلنشین گلبانگ، می‌خواهی
۱۷
این شکسته خاطر پژمرده را از غم کنی آزاد؟
۱۸
چرکمرده صخره‌ای در سینه دارد او
۱۹
که نشوید همت هیچ ابر و بارانش
۲۰
پهنه ور دریای او خشکید
۲۱
کی کند سیراب جود جویبارانش؟
۲۲
با بهشتی مرده در دل،‌کو سر سیر بهارانش؟
۲۳
خنده؟ اما خنده‌اش خمیازه را ماند
۲۴
عقده‌اش پیر است و پارینه
۲۵
لیک دردش درد زخم تازه را ماند
۲۶
گرچه دیگر دوری و دیری ست
۲۷
که زبانش را ز دندانه‌اش
۲۸
عاجگون ستوار زنجیری ست
۲۹
لیکن از اقصای تاریک سکوتش، تلخ
۳۰
بی که خواهد، یا که بتواند نخواهد، گاه
۳۱
ناگهان از خویشتن پرسد
۳۲
راستی را آن چه حالی بود؟
۳۳
دوش یا دی، پار یا پیرار
۳۴
چه شبی، روزی، چه سالی بود؟
۳۵
راست بود آن رستم دستان
۳۶
یا که سایهٔ دوک زالی بود؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.