مهدی اخوان ثالث · از این اوستا

در این شبگیر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کدامین جام و پیغام صبوحی مستتان کرده ست؟ ای مرغان
۲
که چونین بر برهنه شاخه‌های این درخت برده خوابش دور
۳
غریب افتاده از اقران به ستانش در این بیغولهٔ مهجور
۴
قرار از دست داده، شاد می شنگید و می‌خوانید؟
۵
خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما
۶
سپهر پیر بد عهد است و بی مهر است، می‌دانید؟
۷
کدامین جام و پیغام؟ اوه
۸
بهار، آنجا نگه کن، با همین آفاق تنگ خانهٔ تو باز هم آن کوه‌ها
۹
پیداست
۱۰
شنل برفینه شان دستار گردن گشته، جنبد، جنبش بدرود
۱۱
زمستان گو بپوشد شهر را در سایه‌های تیره و سردش
۱۲
بهار آنجاست، ها، آنک طلایه ی روشنش، چون شعله‌ای در دود
۱۳
بهار اینجاست، در دل‌های ما، آوازهای ما
۱۴
و پرواز پرستوها در آن دامان ابرآلود
۱۵
هزاران کاروان از خوبتر پیغام و شیرین‌تر خبرپویان و گوش آشنا جویان
۱۶
تو چه شنفتی به جز بانگ خروس و خر
۱۷
در این دهکور دور افتاده از معبر
۱۸
چنین غمگین و هایاهای
۱۹
کدامین سوگ می گریاندت ای ابر شبگیران اسفندی؟
۲۰
اگر دوریم اگر نزدیک
۲۱
بیا با هم بگرییم ای چو من تاریک

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.