آن بالا
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
داشتم با ناهار
۲
یک دو پیمانه از آن تلخ، از آن مرگابه
۳
زهر مارم میکردم
۴
مزهام لب گزهای تلخ و گس ِ با همگان تنهایی
۵
پسرک
۶
- پسرم -
۷
در سکنج ِ دو ردیف ِ قفسکهای ِ کتاب
۸
رفته بود آن بالا
۹
دستها از دو طرف وا کرده
۱۰
تکیه داده به دو آرنج، گشوده کف ِ دست
۱۱
پای آویخته و سر سوی بالا کرده
۱۲
مثل یک مرد که بر دار ِ صلیب
۱۳
یا گر باید هموار بگویم، شاید
۱۴
مثل یک چوب ِ نه هموار ِ صلیب
۱۵
خواهرش گفت:
۱۶
"بیا پایین، زردشت!"
۱۷
مادرش گفت:"بیا پایین مادر!
۱۸
وقت خواب است، بیا، من خوابم میآید"
۱۹
"من نمیآیم پایین، من اینجا میخوابم"
۲۰
- گفت زردشت ِ صلیب -
۲۱
"من همین بالا میخوابم"
۲۲
من به او گفتم یا میگفتم میباید:
۲۳
"تو بیا پایین، فرزند!
۲۴
پدرت آن بالا میخوابد"
۲۵
یا شاید:
۲۶
"پدرت آن بالا خوابیده ست!"