شهابها و شب
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز ظلمت ِ رمیده خبر میدهد سحر
۲
شب رفت و با سپیده خبر میدهد سحر
۳
در چاه ِ بیم، امید به ماه ِ ندیده داشت
۴
و اینک ز مهر ِ دیده خبر میدهد سحر
۵
از اختر ِ شبان، رمهٔ شب رمید و رفت
۶
وز رفته و رمیده خبر میدهد سحر
۷
زنگار خورد جوشن ِ شب را، به نوشخند
۸
از تیغ ِ آبدیده خبر میدهد سحر
۹
باز از حریق ِ بیشهٔ خاکسرین فلق
۱۰
آتش به جان خریده خبر میدهد سحر
۱۱
از غمز و ناز انجم و از رمز و راز ِ شب
۱۲
بس دیده و شنیده خبر میدهد سحر
۱۳
نطغ ِ شَبَق مرصع و خنجر زُمُرّداب
۱۴
با حنجر ِ بریده خبر میدهد سحر
۱۵
بس شد شهید ِ پردهٔ شبها، شهابها
۱۶
و آن پردههای دریده خبر میدهد سحر
۱۷
آه، آن پریده رنگ که بود و چه شد، کز او
۱۸
رنگش ز ِ رخ پریده خبر میدهد سحر؟
۱۹
چاووشخوان ِ قافلهٔ روشنان، امید!
۲۰
از ظلمت ِ رمیده خبر میدهد سحر