مهدی اخوان ثالث · دوزخ اما سرد

شمعدان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون شمعم و سرنوشت ِ روشن، خطرم
۲
پروانهٔ مرگ پر زنان دور سرم
۳
چون شرط ِ اجل بر سر از آتش تبرم
۴
خصم افکند آوازه که با تاج زرم!
۵
اکنون که زبان شعله ورم نیست، چو شمع
۶
وز عمر همین شبم باقی ست، چو شمع
۷
فیلم نه به یاد ِ هیچ هندوستانی
۸
پس بر سرم آتشین کجک چیست، چو شمع؟
۹
از آتش دل شب همه شب بیدارم
۱۰
چون شمع ز شعله تاج بر سر دارم
۱۱
از روز دلم به وحشت، از شب به هراس
۱۲
وز بود و نبود خویشتن بیزارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.