مهدی اخوان ثالث · زمستان

آب و آتش

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
۲
مثل شب با روز، اما از شگفتی‌ها
۳
ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
۴
آتشی با شعله‌های آبی زیبا
۵
آه
۶
سوزدم تا زنده‌ام یادش که ما بودیم
۷
آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
۸
چشمهٔ بس پاکی روشن
۹
هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
۱۰
هم چراغ شب زدای معبر فردا
۱۱
آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
۱۲
آتشی که آب می‌پاشند بر آن، می‌کند فریاد
۱۳
ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند
۱۴
آب‌های شومی و تاریکی و بیداد
۱۵
خاست فریادی، و درد آلود فریادی
۱۶
من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد
۱۷
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
۱۸
من نخواهم برد، این از یاد
۱۹
کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
۲۰
گفتم و می‌گویم و پیوسته خواهم گفت
۲۱
ور رود بود و نبودم
۲۲
همچنان که رفته است و می‌رود
۲۳
بر باد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.