شاطرعباس صبوحی · غزلیات

اشک بیقراری

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در این زمانه نه یاری، نه غمگساری هست
۲
غریب کشور حسنیم روزگاری هست
۳
ز شوخ چشمی و طنّازی و جفا جوئی
۴
به دامن مژه ام اشک بیقراری هست
۵
شکست خار کهن آشیان گلزارم
۶
همی شنیده ام از بلبلان بهاری هست
۷
ز ابر دست تو منّت نمی‌کشم ساقی
۸
اگر قدح ندهی، چشم میگساری هست
۹
شب وصال صبوحی ز بخت تیرهٔ خویش
۱۰
خبر نداشت ز پی شام، انتظاری هست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.