شاطرعباس صبوحی · غزلیات

دام و دانه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلی که در خم زلف، شانه می‌طلبد
۲
چو طایری است که شب، آشیانه می‌طلبد
۳
ز شوق خال تو، دل می‌تپد در آن خم زلف
۴
حریص بین، که به دام است و، دانه می‌طلبد
۵
دلم به خانه خرابی خویش می‌گرید
۶
چو بهر زلف تو مشّاطه شانه می‌طلبد
۷
ز بهر کشتنم این بس که دوستدار وی ام
۸
دگر چرا پی قتلم، بهانه می‌طلبد
۹
چو مفلسی است که خواهد ز ممسکی نعمت
۱۰
کسی که راحتی از این زمانه، می‌طلبد
۱۱
هزار مرتبه بستی به روی من در و باز
۱۲
دلم گشایش از این آستانه می‌طلبد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.