شاطرعباس صبوحی · غزلیات

شب هجران

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیده در هجر تو شرمندهٔ احسانم کرد
۲
بس که شب‌ها گهر اشک بدامانم کرد
۳
عاشقان دوش ز گیسوی تو دیوانه شدند
۴
حال آشفتهٔ آن جمع پریشانم کرد
۵
تا که ویران شدم آمد به کفم گنج مراد
۶
خانهٔ سیل غم آباد که ویرانم کرد
۷
شمّه‌ای از گل روی تو به بلبل گفتم
۸
آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد
۹
داستان شب هجران تو گفتم با شمع
۱۰
آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.