شاطرعباس صبوحی · غزلیات

نگران روی او

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چنان سدّی ز چین بسته است آن زلفین گیسویش
۲
که یأجوج نگه را نیست ره در کشور رویش
۳
نگردد تا سپاه خط تمامی جمع، ممکن نیست
۴
خلاص اسکندر دل از عقابین دو ابرویش
۵
رُخش گوئی بهشت است و دهان کوثر قدش طوبی
۶
دو صد حور و دو صد غلمان همیشه مات در کویش
۷
و یا رویش بهار است و جبین چون لالهٔ حمرا
۸
قدش سرو و دو چشمش نرگس و سنبل بود مویش
۹
اگر گویم که شیرین است یا لیلی، روا باشد
۱۰
که صد فرهاد و مجنون، چشم و دل دارند بر سویش
۱۱
اگر طعنه زند بر ماه و خور، نبود عحب، زانرو
۱۲
که باشد هر دو تصویر دو چشم مست جادویش
۱۳
صبوحی خاک بر سر کن ز چشمان آب خون جاری
۱۴
که عشق آتش بود دلبر به یادت می‌جهد خویَش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.