اشتیاق جمال
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شبی بخواب زدم بوسه بر لبش بخیال
۲
هنوز بر لب آن شوخ میزند تبخال
۳
ز چاک پیرهن اندام نازکش ماند
۴
چو عکس برگ گل اندر میان آب، زلال
۵
بنوش باده که اندر طریقت عشق است
۶
چو شیر مادر، خون حرامزاده حلال
۷
صبا ز روی تو گیرم نقاب بردارد
۸
که راست تاب تماشایت ای بدیع جمال
۹
دو ابروان کمانش بدیدم و گفتم
۱۰
یقین که اوّل ماه و عیان شدست هلال
۱۱
نمود تا که بمن رخ ز خویشتن رفتم
۱۲
نبود صبر چنینم باشتیاق جمال
۱۳
اگر ببزم صبوحی شبی رسد قدمش
۱۴
نثار مقدم او جان دهیم مالامال