آوازۀ عاشقی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا بوسه از آن لعل دلآرام گرفتم
۲
جانم به لبم آمد و، آرام گرفتم
۳
منعم مکن از دیدن قد و رخ و چشمش
۴
من انس به سرو و گل و بادام، گرفتم
۵
ساقی! بر من قصهٔ جمشید چه خوانی
۶
جمشید منم تا به کفم جام گرفتم
۷
بدنام مخوان زاهدم از عشق، که تا من
۸
در حلقهٔ عشّاق شدم، نام گرفتم
۹
سودای خوشی دوش به آن ماه نمودم
۱۰
جان دادم و یک بوسه به انعام گرفتم