پریدن از آشیانه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ترنج غبغب آن یوسف عزیز چو دیدم
۲
چنان شدم که به جای ترنج، دست بریدم
۳
ز قهر تیغ کشیدی، به سوی من بدویدی
۴
ز من تو سر ببریدی، من از تو دل نبریدم
۵
نشست یار به محفل، گذشت قافله غافل
۶
که هر چه من بدویدم، به گرد او نرسیدم
۷
مپرس حالت مجنون ز سایه پرور شهری
۸
ز من بپرس که با سر، به کوی دوست دویدم
۹
مرا هوای پریدن نبود از پی طوبی
۱۰
بهشت روی تو دیدم، از آشیانه پریدم
۱۱
توئی که سوختیم از فراق و رحم نکردی
۱۲
منم که سوختم و ساختم، نفس نکشیدم
۱۳
رموز غیب که یزدان بجبرئیل نگفتی
۱۴
من از گدای در کوی می فروش شنیدم
۱۵
هر آنچه تخم طرب کاشتم به مزرعهٔ دل
۱۶
ز بخت بد چو صبوحی گیاه غم درویدم