شاطرعباس صبوحی · غزلیات

زبونی دل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در خم زلف تو، پابند جنون شد دل من
۲
بی‌خبر از دو جهان غرقه به خون شد دل من
۳
چونکه با رشتهٔ گیسوی تو پیوندی داشت
۴
مو به مو بسته به زنجیر جنون شد دل من
۵
اینهمه فتنه مگر زیر سر چشم تو بود
۶
که گرفتار دو صد سحر و فسون شد دل من؟
۷
آنچه گفتم به دل از روی نصیحت، نشنید
۸
عاقبت عشق تو ورزید و زبون شد دل من
۹
بعد مرگ من اگر بر سر خاکم گذری
۱۰
دهمت شرح، که از دست تو، چون شد دل من
۱۱
سالها سخت تر از کوه گران بود ولیک
۱۲
در سر عشق تو بی صبر و سکون شد دل من
۱۳
نقطهٔ خال تو تا دید به پرگار وجود
۱۴
یکسر از دایرهٔ عقل، برون شد دل من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.