آیهٔ رحمت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
غبار نیست که بر گرد عارض ترش است این
۲
گذشته پادشه حُسن گَرد لشکرش است این
۳
نه خط غالیه سا دور عارض مهش است این
۴
همای حُسن پریده است و سایهٔ پرش است این
۵
ستاده بر سر نعشم، گرفته دست به مژگان
۶
که این قتیل نگاه منست و خنجرش است این
۷
کتاب نیست که میخواند آن نگار به مکتب
۸
کند حساب شهیدان خویش و دفترش است این
۹
نشان آبله دیدم به روی یار بگفتم
۱۰
قسم به آیهٔ رحمت که اصل جوهرش است این
۱۱
هزار مرتبه بر قبر من گذشت و نگفتا
۱۲
که این شهید، شهید من است و مقبرش است این
۱۳
نظر در آینه کرد آن نگار رو با خود گفت!
۱۴
خوشا بحال دل عاشقی که دلبرش است این