ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۶۸ - عاقل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عاقل آن نیست که فضلی وکمالی دارد
۲
عاقل واقعی آنست که مالی دارد
۳
ای‌پسر فضل وادب این‌همه تحصیل‌مکن
۴
فضل اندازه و تحصیل روالی دارد
۵
اندربن دوره به‌مال است‌، جمال همه کس
۶
نشود خوار، عزیزی که جمالی دارد
۷
من پی علم شدم‌، مدعیان در پی مال
۸
هرکسی خاصیتی بخشد و حالی دارد
۹
ای پسر هرکه ترا خواهد و تعقیب کند
۱۰
برحذر باش از او، زانکه خیالی دارد
۱۱
شاعر زنده فقیر است و تهیدست ولی
۱۲
ازپس مرگ عجب جاه و جلالی دارد
۱۳
مرد عاقل دگر و آدم کامل دگرست
۱۴
آدمی شو اگرت عقل عقالی دارد
۱۵
آدم‌آنست که با نفس خود از روی یقین
۱۶
روزوشب کشمکش وجنگ وجدالی‌دارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.