Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۱۲۵ - لغز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چیست آن سرو نارسیده به بار
۲
بردمیده ز ایزدی گلزار
۳
در بهار است چون به گاه خزان
۴
در خزان است چون به گاه بهار
۵
خود بود سروبن ولی بینی
۶
برسرش سروهای خوش‌رفتار
۷
سرو را آب سرفرازکند
۸
وین خوداز آب پست گردد و زار
۹
چشم‌ها باشدش ولی چون خلق
۱۰
می نخوابد که خود بود بیدار
۱۱
گر هزاران به سرو بنشینند
۱۲
هم براین سرو برنشسته هزار
۱۳
گر برآن سرو، درگه نوروز
۱۴
عندلیبان شوند نغمه‌نگار
۱۵
خود براین سرو نغمه خوانانند
۱۶
در بهار و خزان و لیل و نهار
۱۷
گربرآن سرو بیهده شب و روز
۱۸
برنشیند چکاو و بلبل و سار
۱۹
خود براین سرو بلبلان نایند
۲۰
جز بگفت محمد مختار
۲۱
گر از آن سرو درگلستان‌ها
۲۲
رسته بینی همه فزون ز هزار
۲۳
در گلستان ازین گرامی سرو
۲۴
می‌نیاید فزون‌تر از دو به بار
۲۵
گر جز از شاخ و برگ و بار ندید
۲۶
هیچ کس بر به سرو و بید و چنار
۲۷
هم برین سر و شاخ و برگ فزون
۲۸
رسته اما نه کش کنی دیدار
۲۹
برگ و باری بر او بود که کند
۳۰
نور در دیدهٔ اولی‌الابصار
۳۱
برگ او زاد و برگ مردم دین
۳۲
بار او لطف پاک ایزد بار
۳۳
ای پسر این لغز که برگفتم
۳۴
نیک برخوان و نام او (‌به‌من آر)
۳۵
ور کنون نام او به من ناری
۳۶
رنج بایدکه تا بریش به کار!
۳۷
این قصیده بدیهه بسرودم
۳۸
در به گرمابه‌ای روان او بار
۳۹
سخت تیره چو طالع عاشق
۴۰
سست بنیان چو وعدهٔ دلدار
۴۱
سستی شعر، خود گواه بود
۴۲
گر نداری تو قول من ستوار
۴۳
زانکه‌ آسان سرودمش‌ خود گشت
۴۴
سهل وآسان به معنی وگفتار
۴۵
شعر باید سبک سرود و روان
۴۶
نه گرانسنگ و مغلق و دشوار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.