Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۱۴۴ - در منقبت حضرت امام جعفر صادق‌(‌ع‌)

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باز به پا کرد نوبهار سرادق
۲
بلبل آمد خطیب و قمری ناطق
۳
رایتی فرودین به باغ درآویخت
۴
پرچم سرخ از گلوی سبز سناجق
۵
طبل زد از نیمروز لشکر نوروز
۶
وز حد مغرب گرفت تا حد مشرق
۷
لشکر دی شد به کوهسار شمالی
۸
بست به هر مرز برف‌، راه مضایق
۹
رعد فروکوفت کوس و ابر ز بالا
۱۰
بر سر دشمن ز برق ریخت صواعق
۱۱
باغ چو شطرنج گشت و شاه جنوبی
۱۲
آمد بر لشکر شمالی فائق
۱۳
لاله نوخیز رسته بر دو لب جوی
۱۴
همچو به شطرنج از دو سوی‌، بیادق
۱۵
غنچه بخندد به گونهٔ لب عذرا
۱۶
ابر بگرید بسان دیده وامق
۱۷
سنگدلی بین که چهر درهم معشوق
۱۸
باز نگردد مگر ز گریهٔ عاشق
۱۹
دفتری گل کشد ز جزوه کش اوراق
۲۰
تا که سوابق کند درست و لواحق
۲۱
چون که شد اوراق گل تمام مرتب
۲۲
عضو گلستان شود به حکم سوابق
۲۳
هست گلستان اداره و گلش اعضا
۲۴
مهر فروزان بود مدیری لایق
۲۵
نیست خلل اندرین اداره که خورشید
۲۶
هست به تشویق جمله اعضا شایق
۲۷
عضو هنرمند، جاه و مرتبه باید
۲۸
خاصه که با وی بود رییس موافق
۲۹
*
۳۰
*‌
۳۱
نوز نتابیده صبح‌، خواه صبوحی
۳۲
زان که صبوحی است لیل غم را فالق
۳۳
از می فکرت بساز جام خرد پر
۳۴
جام خرد پر نگردد از می رائق
۳۵
با می فکرت صبوح کن که بود فکر
۳۶
خمری کان را خمار نبود لاحق
۳۷
هرکه سحرخیزگشت و فکرکننده
۳۸
راحت مخلوق جست و رحمت خالق
۳۹
وانکه فروخفت تا برآمد خورشید
۴۰
بر تن و بر جان خویش نبود مشفق
۴۱
چون گل خندان پگاه روی فرو شوی
۴۲
جانب حق روی کن به نیت صادق
۴۳
غنچه‌صفت پردهٔ خمود فرو در
۴۴
یکسره آزاد شو ز قید علایق
۴۵
خیز که گل روی‌ خود به‌ ژاله‌ فروشست
۴۶
تاکه نماز آورد به رب مشارق
۴۷
خیزکه مرغ سحر سرود سراید
۴۸
همچو من اندر مدیح جعفر صادق
۴۹
*‌
۵۰
*‌
۵۱
حجه یزدان که دست علم قدیمش
۵۲
دین هدی را نطاق بست ز منطق
۵۳
راهبر مؤمنان به درک مسائل
۵۴
پیشرو عارفان به کشف حقایق
۵۵
جام علومش جهان‌نمای ضمایر
۵۶
ناخن فکرش گره‌گشای دقایق
۵۷
ازپی او رو که اوست هادی امت
۵۸
گفتهٔ او خوان که اوست ناصح مشفق
۵۹
سر قران را ز محکم و متشابه
۶۰
جوی ز لطفش که اوست مصحف ناطق
۶۱
راه به دارالشفای دانش او جوی
۶۲
کاوست طبیبی به هر معالجه حاذق
۶۳
داروی فقهش اگر نکردی چاره
۶۴
شرع نبی مرده بودی از مرض دق
۶۵
محضر درس امام گشت مقوی
۶۶
شربت لطف امام گشت معرق
۶۷
خود نشنیدی مگر که بود به عهدش
۶۸
دورهٔ ضعف کتاب و نشر زنادق
۶۹
وز طرفی خیل صوفیان اباحی
۷۰
بسته ز هر سو به هدم شرع مناطق
۷۱
مُرجئه و ناصبیه نیز ز سویی اا‌
۷۲
در ره دین خدا نهاده عوائق
۷۳
تیرگی جهل کشت یکسره زایل
۷۴
چهر مُنیرش چوگشت لامع و شارق
۷۵
ساخت بنایی متین ز سنت و تفسیر
۷۶
کان نه زپای افتد از هجوم طوارق
۷۷
در ره ارشاد خلق توسن عزمش
۷۸
جست فزونی به تک ز سابق و لاحق
۷۹
شافعی و بوحنیفه‌، مالک و حنبل
۸۰
ابجد خوانند و او معلم مفلق
۸۱
خود نشنیدی که «‌بودوانق‌» ملعون
۸۲
خواست که خون ریزدش به‌ خنجر بارق
۸۳
هیبتش انسان گرفت دیدهٔ منصور
۸۴
کش‌ ز سر صدق‌ جست‌ و گشت معانق
۸۵
آیت‌حق است و هست ذات شریفش
۸۶
مظهر ذات و صفات صانع رازق
۸۷
گر ز سر مهر بنگرد سوی دشمن
۸۸
قهر خدایی شود به‌ دشمن طارق
۸۹
او پی تهذیب خلق آمد از آن‌رو
۹۰
بود صبور و حلیم و سهل ومرافق
۹۱
ور شدی از حق به پادشاهی مأمور
۹۲
گبشی ازو شمل دشمنان متفرق
۹۳
خصم بر قدرت امام چه باشد
۹۴
تودهٔ کاهی به پیش ذروهٔ شاهق
۹۵
*‌
۹۶
*‌
۹۷
دولت مروانیان چو طی شد و آمد
۹۸
جیش خراسان به جیش مروان فائق
۹۹
قاصدی آمد بر امام ز کوفه
۱۰۰
کشت شبانگه به درگهش متعلق
۱۰۱
داشت ز بوسلمهٔ ضلال کتابی
۱۰۲
کای توبه شرع نبی بزرگ محقق
۱۰۳
مهتر آل رسول جز تو کس امروز
۱۰۴
نیست که گردد به ملک راتق و فاتق
۱۰۵
کار به دست منست و جز تو کسی را
۱۰۶
من نشناسم به ملک درخور ولایق
۱۰۷
خیز وز یثرب به کوفه آی از آن پیش
۱۰۸
کایند از رمله کودکان مراهق‌
۱۰۹
چشم به راهت اعالیند و ادانی
۱۱۰
بندهٔ حکمت مغاربند و مشارق
۱۱۱
*
۱۱۲
*‌
۱۱۳
صادق آل رسول نامه فرو خواند
۱۱۴
دید سخن با حقیقتست مطابق
۱۱۵
لیک ز شاهی چو بود فرض‌ترش کار
۱۱۶
فقر به شاهی گزید و دین به دوانق
۱۱۷
نامهٔ بوسلمه را نداد جوابی
۱۱۸
تا که نیفتد به مشکلات و مضایق
۱۱۹
*‌
۱۲۰
*‌
۱۲۱
ای خلف مرتضی وسبط پیمبر
۱۲۲
جور کشیدی بسی ز خصم منافق
۱۲۳
خون به دلت کرد روزگار جفاکیش
۱۲۴
تا تن پاکت به قبر گشت ملاصق
۱۲۵
هستی نزد خدای زنده و مرزوق
۱۲۶
ای تو به خلق خدای منعم و رازق
۱۲۷
پرتو مهرت مباد دور ز دل‌ها
۱۲۸
سایهٔ لطفت مباد کم ز مفارق
۱۲۹
مدح تو گفتن بهار راست نکوتر
۱۳۰
تا شنود مدح مردم متملق
۱۳۱
کیش تو جویم مدام و راه تو پویم
۱۳۲
تا ز تن خسته روح گردد زاهق
۱۳۳
بر پدر و مادرم ز لطف کرم کن
۱۳۴
گر صلتی دارد این قصیده رایق
۱۳۵
چشم من از مهر برگشای و نگهدار
۱۳۶
گوهر ایمان من ز پنجهٔ سارق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.