Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۱۵۰ - تشبیب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای بر گل سوری زده از مشک سیه خال
۲
وز عود خط آراسته بر چینی تمثال
۳
لعبت نبود چون تو دل‌آشوب و دل‌آوبز
۴
آهو نبود چون تو سیه‌چشم و سیه‌خال
۵
ای دست نکویی به بناگوش تو زان زلف
۶
بنگاشته بی خامه بسی جیم و بسی دال
۷
از جیم تو صد تاب و شکن بر قد عشاق
۸
وز دال تو صد بند و گره در دل ابدال
۹
می ده که هلال مه شوال برآمد
۱۰
ای بی‌ تو قد من چو هلال مه شوال
۱۱
احوال من از بوسه کن ای ترک دگرگون
۱۲
زان پیشگه از باده دگرگون کنم احوال
۱۳
در مسجد و محراب همی رفتم زین پیش
۱۴
واکنون نروم جز به در مطرب و قوال
۱۵
رفت آنکه شب و روز به هر برزن و هر کوی
۱۶
زاهد رود از پیش و گروهیش به دنبال
۱۷
می ده که مرا حال نمانده است کزین بیش
۱۸
زاعمال شبانروز دگرگونه کنم حال
۱۹
چون آتش سیال یکی باده بنه پیش
۲۰
ای روی تو افروخته‌تر زآتش سیال
۲۱
بردند به چین اندر تمثال تو بت روی
۲۲
زآنروی پرستند به چین اندر تمثال
۲۳
فالم همه نیکو بود از دیدن روبت
۲۴
از دیدن روی تو نکوتر نبود فال

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.