Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۲۴۰ - شجاعت ادبی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مردن اندر شجاعت ادبی
۲
بهتر از چاپلوسی و جلبی
۳
من برآنم که نیست زیرسپهر
۴
صفتی چون شجاعت ادبی
۵
نجبای جهان شجاعانند
۶
به شجاعت در است منتجبی
۷
راست باش و مدار باک از کس
۸
این بود خوی مردم عصبی
۹
سخت‌رویی زگربزی بهتر
۱۰
احمدی خوبتر ز بولهبی
۱۱
چشم بردار از آن کسان که سخن
۱۲
بیخ گوشی کنند و زبر لبی
۱۳
سخنی راستا به مذهب من
۱۴
به ز سیصد نماز نیم‌شبی
۱۵
گفته‌ای عامیانه لیک صریح
۱۶
به ز هفتاد خطبهٔ عربی
۱۷
طفل گستاخ نزد من باشد
۱۸
پیر و، آن پیرچربه گوی‌، صبی
۱۹
در جهانند بخردان و ردان
۲۰
کمتر و بیشتر جبان و غبی
۲۱
تو از آن مردمان کمتر باش
۲۲
این بود معنی فزون‌طلبی
۲۳
یار اهریمنند مکر و دروغ
۲۴
این‌چنین گفت زردهشت نبی
۲۵
ازحَسَب مرد را شرف خیزد
۲۶
چیست فخر شرافتِ نَسَبی‌؟
۲۷
هان توگستاخی و شجاعت را
۲۸
هرزه‌لایی مگیر و بی‌ادبی
۲۹
باادب‌باش‌و راست‌باش و صریح
۳۰
ره حق جوی ازآنچه می‌طلبی
۳۱
مگزین مذهب از برای ذهب
۳۲
این بود فخرِ دوره ی ذهبی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.