Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۲۴۳ - قهر و آشتی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای ماه دو هفته یاد ما کردی
۲
احسنت‌خوش آمدی صفاکردی
۳
دشمن کامی گذاشتی وز مهر
۴
خود را نفسی به کام ما کردی
۵
بیگانه ز رشک خون همی گرید
۶
زینسان که تو یاد آشنا کردی
۷
بیگانه‌پرست بوده‌ای و امروز
۸
دانم کان خوی بد رها کردی
۹
ازکرده تو را خجل همی بینم
۱۰
خواهی که نپرسمت چرا کردی
۱۱
نندیشی از آنکه بارها با من
۱۲
صد گونه گره زدی و واکردی
۱۳
بس راز نهان که داشتم با تو
۱۴
رفتی و به جمله برملا کردی
۱۵
وامروز چه شد که آمدی زی من
۱۶
این مرحمت آخر ازکجا کردی
۱۷
این لطف به خاطر من مسکین
۱۸
یا آنکه به خاطر خدا کردی
۱۹
یا درحق من عطوفت شه را
۲۰
دیدی و ز روی من حیا کردی
۲۱
*‌
۲۲
*‌
۲۳
ای شاه‌؛ ز پاکی نیت خود را
۲۴
اندر خور مدحت و ثناکردی
۲۵
ز اندیشهٔ ملک‌، خواب نوشین را
۲۶
از دیدهٔ خویشتن جدا کردی
۲۷
با ملت خویش رایگان گشتی
۲۸
بر سیرت عدل اقتدا کردی
۲۹
نه درکنف عدو مقر جستی
۳۰
نه کام معاندان روا کردی
۳۱
نه توقیعی به اجنبی دادی
۳۲
نه تاییدی ز اشقیا کردی
۳۳
صد انده‌و غم‌به‌خود خریدی‌،‌لیک
۳۴
از ملک فروختن ابا کردی
۳۵
در پاس وطن هرآنچه کردی تو
۳۶
بر سیرت پاک اولیا کردی
۳۷
ور خود به «‌بهار» سرگران گشتی
۳۸
و او را به شکنج مبتلا کردی
۳۹
گفتی روزی بر او ببخشایم
۴۰
و امروز به عهد خود وفا کردی
۴۱
زنهار گر از تو دل بگردانم
۴۲
هرچ آن کردی به من‌، بجا کردی
۴۳
ور زانکه به کار خویشتن نالم
۴۴
نتوان گفتن که ناسزا کردی
۴۵
من مویه کنم سه ماهه خسران را
۴۶
وان کیست که گویدم خطا کردی
۴۷
بدخواه گزافه گوید ارگوید
۴۸
کاین مویه ز دست پادشا کردی
۴۹
شاها ز تو هیچ کس ننالد زانک
۵۰
در دل‌ها مهر خویش جا کردی
۵۱
تا چرخ بپاست رایت خود را
۵۲
بینم که به چرخ آشنا کردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.