ملک‌الشعرای بهار · غزلیات

شمارهٔ ۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست
۲
ز عمر نشمرم آن ساعتی که او اینجاست
۳
ز چشم‌ شوخ رقیب ای صنم چه پوشی روی‌؟
۴
بپوش قلب خود از وی که آبرو اینجاست
۵
حذر چه می‌کنی از چشم غیر و صحبت خلق
۶
ز قلب خویش حذر کن که گفت‌وگو اینجاست
۷
نگاهدار دل از آرزوی نامحرم
۸
که فر و جاه و جمال زن نگو اینجاست
۹
خیال غیر مکن هیچ‌، کان حجاب لطیف
۱۰
که چون درد، نبود قابل رفو، اینجاست
۱۱
شنیده‌ام به زنی گفت مرد بد عملی
۱۲
که نیست شوهر و مطلوب کامجو اینجاست
۱۳
قدم گذار به مشگوی من - که خواهدگفت
۱۴
به شوهر تو که آن سرو مشکمو اینجاست‌؟‌!
۱۵
چو این کلام‌، زن از مرد نابکار شنید
۱۶
به‌قلب‌خوبش‌بزد دست وگفت‌: او اینجاست
۱۷
خدا و عشق و عفافند رهبر زن خوب
۱۸
بهشت شادی و فردوس آرزو اینجاست
۱۹
«‌بهار» پردهٔ مویین حجاب عفت نیست
۲۰
«‌هزار نکتهٔ باریکتر ز مو اینجاست‌»

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.