ملک‌الشعرای بهار · غزلیات

شمارهٔ ۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد
۲
یارب مبادا کز خطا خط بر من مسکین کشد
۳
دلدادگان از هر طرف برگرد او بربسته صف
۴
بگرفته دامانش به کف گه آن کشد گه این کشد
۵
گر جان به کف باید نهاد این بندهٔ مسکین نهد
۶
ور بار غم باید کشید این خاطر غمگین کشد
۷
گر باغبان گل پرورد کز وی زمانی برخورد
۸
یا زحمت کانون برد یا محنت تشرین کشد
۹
ای بلبل شیرین‌زبان به گر نبندی آشیان
۱۰
درگلشنی کش‌ باغبان‌ صد منت از گلچین کشد
۱۱
خسرو نداند از گدا رندی که در ویرانه‌ای
۱۲
برکف می گلگون نهد در بر بتی شیرین کشد
۱۳
جانا کشد جان بهار اندر شکنج زلف تو
۱۴
زنجی که نالان صعوه‌ای‌از چنگل‌شاهین کشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.