شمارهٔ ۳۹ - برف
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ابری به خروش آمد چون قلزم مواج
۲
بر روی زمین بیخت هزاران ورق عاج
۳
گویا فلک امروز بریزد به سر خلق
۴
پس ماندهٔ آن شیر برنج شب معراج
۵
حلاج شدست ابر و زند برف چو پنبه
۶
لرزان من ازین حادثه چون خایهٔ حلاج
۷
گویی که یکی سید، مندیل عوض کرد
۸
زان برف فراوان که نشسته به سرکاج